شنبه 9 ارديبهشت 1396 2 شعبان 1438 Saturday 29 April 2017
یادداشت اول: همگرایی اسلامی در سایه دیپلماسی تقریب
1394/08/23 408

یادداشت اول: همگرایی اسلامی در سایه دیپلماسی تقریب

حملات خونین تروریست های داعش به فرانسه، صرف نظر از بزرگی یا چگونگی ابعاد فاجعه و قابل قیاس بودن یا نبودن با حادثه ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، یک بار دیگر ریشه های بحران در خاورمیانه ای را نشان داد که این روزها بیش از هر زمان دیگری کانون محوری جنگ و ترور و خشونت و افراط گرایی شده است. 

 

 حملات خونین تروریست های داعش به فرانسه، صرف نظر از بزرگی یا چگونگی ابعاد فاجعه و قابل قیاس بودن یا نبودن با حادثه ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، یک بار دیگر ریشه های بحران در خاورمیانه ای را نشان داد که این روزها بیش از هر زمان دیگری کانون محوری جنگ و ترور و خشونت و افراط گرایی شده است. اما به راستی خاورمیانه، این گهواره تاریخ، سرزمین ادیان الهی و مهد تمدن بشری چرا مأمنی امن برای تروریست های تکفیری شده است ؟ و از آن مهم تر آیا گفتمان تقریب مذاهب اسلامی می تواند در برابر جریان تفرقه و تکفیر دست به روشنگری زده و دعوت به همگرایی اسلامی کند و چهره نورانی اسلام را به مثابه دین وحدت بخش وکرامت آفرین برای انسان ها بازنمایاند؟ 

در پایان جنگ اول جهانی، عثمانی ها مغلوب شدند و در دمشق یک امپراطوری عربی سر برآورد. از همان زمان استقلال ملت های عرب در منطقه پیش بینی می شد. اما کوتاه زمانی پس از آن بود که خاورمیانه از مناطق کردنشین در شمال گرفته تا دریای سرخ و خلیج فارس تحت حاکمیت قدرت های استعمارگر اروپایی وقت قرار گرفت.

با از میان رفتن امپراطوری عثمانی در واقع آن سقف مشترکی که از مدت ها پیش ملت های مختلف در کنار هم زیر آن زندگی می کردند از بین رفت و ترکیه جدید تحت رهبری مصطفی کمال نه تنها سیاستی کاملاً ناسیونالیستی بلکه سیاستی کاملاً ضد مذهبی در پیش گرفت. پارلمان آنکارا در سال ۱۹۲۴ به صورت رسمی نظام خلافت عثمانی را برانداخت و بدین ترتیب این مساله اتفاقی نبود که بسیاری از جنبش های نوین اسلامی سربرآورند و امروز همین جنبش ها برای بازگشت به نظام خلافت تبلیغ کنند و از قضا هوادارانی نیز برای خود بیابند. 

از پایان جنگ جهانی دوم بدین‌سو نیز، منطقه خاورمیانه از بحرانی‌ترین مناطق در جهان بوده است. ریشه‌یابی جنگ‌ها، منازعات، بحران‌ها و تنش‌هایی که در این منطقه که به لحاظ ژئوپلیتیکی از مناطق بسیار مهم جهان است، بروز کرده، توجه بسیاری از متفکرین و اندیشمندان علم سیاست و روابط بین الملل در جهان اسلام را به خود جلب کرده است. برای نمونه کافی است به موارد زیر نگاه مختصری انداخته شود. چند سالی می شود که سوریه از هم گسسته و در هرج و مرج فرو رفته است. در عراق شورشیان سر برداشته و در برخی مناطق مشرق کردها در تلاش برای تحقق آن خودمختاری مطلوب خود به سر می برند. در یمن روزانه صدها بمب از جنگنده های سعودی بر سر عریان شهر فرو می بارد. مردم هرات و کابل تقریباً هر روز با صدای انفجار از خواب بیدار می شوند و تظاهرات  ها و اجتماعات مردمی در بحرین، همچنان قربانی می گیرد. تحولات داخلی لبنان و تجاوزات گاه و بی گاه رژیم صهیونیستی به این کشور، زود به زود به سر خط اخبار جهان بدل می شود. در کرانه باختری رود اردن هر روز شهرک های جدید یهودی نشین ساخته می شود. مصر و لیبی در آتش تفرقه و مشکلات داخلی ناشی از نوسازی ساختارهای سیاسی و اجتماعی می سوزند و بلاخره این که خلافت جدیدی البته ناخواسته و به نیابت از مسلمین در عراق و شام اعلام موجودیت می کند که توحش و ترور و اعمال خشونت افراطی علیه زنان و مردان، پیر و جوان، آن هم به نام محبوب دین موجی از خشم و نفرت جهانیان را با خود همراه کرده است. این ها همه در حالی است که ظاهراً تنها چند سال پس از خیزش های اخیر، نوعی هوشیاری و بیداری از خواب خوش در برابر تروریسم تکفیری در سراسر جهان و منطقه قابل مشاهده است. گویی حوادث تروریستی چند روز گذشته در فرانسه با خود خبری داشت که تا قبل از آن، کسی از عمق فاجعه ای که می تواند به دست داعشیان رقم بخورد آگاهی نداشت.

 اما در این میان ترویج تفکر تقریب مذاهب اسلامی که حامل پیام وحدت بخش عزت و اتحاد میان مسلمین است بیش از پیش صورت ضرورت به خود گرفته است. بر این اساس معتقدم، اندیشه تقریب باید به دیپلماسی تقریب تغییر جهت داده و به صورت جدی در دستور کار دستگاه دیپلماسی کشورهای اسلامی و حتی غیر اسلامی به جهت تامین امنیت در داخل مرزهایشان قرار گیرد. در این برهه حساس، تنها با عمل گرایی تقریبی می توان به حیات اندیشه تقریب امیدوار بود. لذا با توجه به الگوی وحدت آفرین اندیشه تقریب باید با تاکید بر آموزه های قرآن کریم در این باره، دیپلماسی همگرایی و همکاری کشورهای اسلامی به صورت عملیاتی جهت تامین امنیت جهان اسلام و منطقه خاورمیانه در دستور کار قرار گیرد. البته وحدت در تفکر تقریبی به خودی خود یک غایت نیست، اگرچه اهداف گوناگونی برای آن تعریف و تعیین شده است، لیکن به نظر می رسد هدف نهایی از طرح آن ایجاد امنیت در جهان اسلام باشد. زیرا در صورت ایجاد امنیت است که رسیدن به سایر اهداف تقریب از جمله رشد معنوی و اخلاقی جهان اسلام محقق می‌شود. تا امنیت معنوی نباشد، رشد معنوی هم امکان‌پذیر نیست. برای ایجاد امنیت کشورهای اسلامی، باید قدرت آنان را بالا برد. البته قدرت، صرفاً تقویت بعد خاصی مثل بالا بردن توان نظامی تعریف نمی‌گردد، بلکه در بهبود وضعیت جهان اسلام در شبکة پیچیده‌ای از روابط داخلی و خارجی از شاخص های سیاسی و امنیتی تا فرهنگی و اقتصادی تعریف می‌شود. 

بدیهی است تامین امنیت در جهان اسلام و منطقه خاورمیانه که لاجرم برخاسته از دیپلماسی تقریب و همگرایی کشورهای اسلامی است، امنیتی دسته جمعی و در جهت مقابله با گروه های تکفیری نظیر داعش در منطقه خواهد بود. شکی نیست، امنیتی که در ذیل تفکر تقریب ترویج شود به مراتب اثری ماندگارتر از توافقات سیاسی میان دولت های منطقه خواهد داشت که گاه با جابجایی های که در قدرت رخ می دهد خیلی زود رنگ و رخ می بازد، چراکه تقریب، ریشه در آیات و روایات متعدد اسلامی دارد که مسلمین را برادر هم می خواند و آنها را به زندگی در سایه وحدت اسلامی به منظور مقابله با تهدیدات دعوت کرده است.  

همچنین از آثار و برکات دیپلماسی تقریب، جهان غرب نیز برخوردار خواهد شد. امنیت در دنیای پر مناسبات امروزی که تمامی شئوناتش به هم گره خورده و جهانی شده است، موضوعی منفرد و منجز از دیگر حوزه ها و مناطق نیست. بر این اساس پیوند ناگسستنی میان امنیت منطقه ای و امنیت جهانی به وجود آمده است. مطمئناً چنانچه دول اسلامی بتوانند در سایه وحدت و همگرایی مشکلات و معضلات امنیتی خود و نیز تهدیدات ناشی از گروه های افراطی در منطقه را مدیریت و کنترل کنند، کشورهای غربی دیگر نباید نگران حوادث تروریستی در قلب سرزمین های خودشان باشند. اگر اروپا و آمریکا به راستی یک بار برای همیشه می خواهند از شر تروریسم خلاصی یابند، چه چیز بهتر از یاری رسانی به شکل گیری و تعمیق فرآیند دیپلماسی تقریب و همگرایی در کشورهای اسلامی ؟ مگر آن که غربی ها نیات دیگری در منطقه در سر داشته باشند و نقشه های دیگری کشیده باشند که در آن صورت خواب آشفته ترور و افراط گرایی برایشان تمامی نخواهد داشت.

---------------------------------------------------------------------------------

نویسنده:

دکتر محمد مهدی راجی 

 

 

 

0 نظر